امام زمان عجل الله تعالی نتنها در بین ما حضور دارد
بلکه برما حضور دارد و روی سر ما و بر روی اعمال و زندگی
ما حاظر و ناظر است، او جایی نرفته است و از بین ما متواری
نیست بلکه اصل کاری اوست و قطب عالم امکان اوست و
مرکز عالم حقیقت خداپسندانه اوست، و کعبه ای که ما باید
دورش بگردیم اوست، لیکن این ما هستیم کعبه خود را که
وجود مقدس اوست گم کرده ایم و مسائل و مشاغلی که ما
را به او برساند و چشم ما را به دیدن جمال او منور گرداند
فراموش و گم کرده ایم و بی راهه را در پیش گرفته ایم و حب
مادیات دنیا را کعبه خویش قرار داده ایم و گناهان کرداری و
رفتاری و افکاری را اعم از ریز و درشت را بر خود مسلط
کرده ایم و به همین دلیل امکان و توان دیدن جمال منور منجی
عالم بشریت از ما زدوده شده است و عرضه دیدنش را نداریم
و در واقع او برای ما ظاهر نیست و بر دیدگان ما ظهور
نکرده است که دلیلش خود ما هستیم.
به یک مثال توجه داشته باشیم:
آفتاب بر سنگ و شیشه به یک میزان میتابد اما شیشه
می درخشد و سنگ درخشش ندارد و دلیل درخشندگی شیشه
اینست که او قابلیت این را دارد که خود را تجلیگاه خورشید
قرار دهد و خورشید را در وجود خویش بیند، اما سنگ چنین
قابلیتی را ندارد.
حال اگر به وجود خود و اعمال خود برگردیم خواهیم فهمید که
حکایت ما همان حکایت سنگ است مقابل تابش آفتاب یعنی
ما هر چند در معرض تابش و نگاه و نظر امام زمان قرار داریم
اما این وجود کدر ما هست که قابلیت این را ندارد وجود مقدس
او را درک کرده و نمی توانیم خود را تجلیگاه او قرار دهیم و
توانش را نداریم که وجود خود را از حضور او پر کنیم و او را
برای خود ظاهر ساخته و نمی توانیم ظهورش را برای خود به
حقیقت برسانیم. او هست ولی ما نیستیم، او می تابد، نگاه
می کند،می بیند، ولی ما منعکس نمی کنیم،متوجه نیستیم و
غافلیم.
برچسب:
نویسنده: آرتمیس نصیری